ندا آقا سلطان (زندگینامه)
2011 / 08 / 07 ●
ارسال شده توسط: Iranfile فهرست ها: از یکهزار هجری تا کنون, الف. ب. پ. ت. ث, جمهوری اسلامی, جنبش سبز, مقاومت های مردمی بر علیه جمهوری اسلامی
ندا آقاسلطان (۳ بهمن ۱۳۶۱ در تهران – ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در تهران) یکی از دهها نفری بود که در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) در محلۀ امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچۀ خسروی) به ضرب گلوله کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن وی که با تلفن همراه گرفته شد، بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت. به نوشته هفته نامه تایم، لحظه جان سپردن وی پربینندهترین مرگ یک انسان در تاریخ بشریت شد. آرش حجازی پزشک و نویسندهای که شاهد ماجرا بوده و میگوید که تلاش ناموفقی برای جلوگیری از خونریزی و مرگ او انجام داده است، عامل قتل ندا سلطان را یکی از موتورسواران شبه نظامی بسیج میداند که برای مدت کوتاهی توسط مردم معترض دستگیر شدهاست. این متهم به قتل که بعدها از وی با نام عباس کارگر جاوید یاد شد، یک سال بعد از مرگ وی از سوی دادگاه برای ادای توضیحات فرا خوانده شد اما ناپدید شده است. این واقعه در پی آنچه عفو بینالملل «چراغ سبز علی خامنهای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ به نیروهای سپاهی، بسیجی و انتظامی برای سرکوب معترضین» میخواند، اتفاق افتاد.
«ندا» در خارج از ایران و در ایران، بهعنوان نماد ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و نماد صدای اعتراض دموکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته میشود و برخی از عنوان «فرشته آزادی» برایش استفاده کردند. نیروهای امنیتی حکومت ایران، با تحت فشار گذاشتن خانواده ندا، از آنان خواستند تا به محل دیگری منتقل شوند.
شیرین عبادی اعلام کرد که مسئله قتل ندا را پیگیری حقوقی خواهد کرد. وی تاکید کرد که حتی اگر ندا در تظاهرات حضور هم داشته، نیروهای امنیتی حق قتل وی را نداشتهاند.
زندگینامه
ندا آقاسلطان در تهران بهدنیا آمد. او فرزند دوم از خانواده بود، پدرش کارمند شهری با در آمد متوسط و مادرش خانهدار است. پس از تحصیل فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد تهران، او تصمیم گرفت در صنعت توریسم فعالیت کند. به همین دلیل در کلاسهای خصوصی به فراگیری زبان ترکی پرداخت و قصد داشت به عنوان راهنمای تورهای مسافرتی مشغول به کار شود.
قتل
مختصات جغرافیائی محل قتل: ۳۰٫۸۷″ ۲۳′ ۵۱°شرقی ۸٫۷۵″ ۴۳′ ۳۵°شمالی
روایت شاهدان عینی
بگفته هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقاسلطان، او و ندا هر روز در تجمعات شرکت میکردهاند، ولی بدلیل بیماری خونی اش نتوانست ندا آقاسلطان را در روز حادثه همراهی کند و آقاسلطان به همراه استادش [حمید پناهی معلم موسیقی آقاسلطان] به تظاهرات رفت. روزنامه تایمز از قول حمید پناهی معلم موسیقی آقاسلطان مینویسد که او و ندا به قصد شرکت در تظاهرات میدان آزادی در روز ۳۰ خرداد به سمت تظاهرات با ماشین در حرکت بودند. بگفته پناهی آقاسلطان فعال سیاسی نبود، ولی نسبت به نتیجه انتخابات ناراحت بود. دوستانش به او اصرار کرده بودند که در خانه بماند ولی او پاسخ داده بود که از مرگ نمیترسد: «نگران نباشید، فقط یک گلولهاست و پس از آن همه چیز تمام میشود».
آرش حجازی، پزشک و نویسنده ایرانی که شاهد وقوع ماجرا بودهاست و تلاش ناموفقی برای جلوگیری از خونریزی و مرگ ندا سلطان داشته، عامل قتل را از موتور سواران بسیج میداند. به گفته وی، هنگام مشاهده یکی از اعتراضات، ناگهان پلیس ضد شورش اقدام به پرتاب گاز اشکآور به سمت معترضین میکنند و موتورسواران نیز به سمت معترضان یورش میبرند که باعث میشود جمعیت (که ندا هم در میان آنها بود) در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کنند. جمعیت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی تدریجاً در حال متفرق شدن بود هرچند چند نفری ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند. حجازی ادامه میدهد که «ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که میگویند گلولههای پلاستیکی میزنند. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره میزند».
ندا سلطان که برای لحظهای با ناباوری خونریزی خود را مشاهده میکند، تعادل خود را از دست داده و بر زمین میافتد. تلاش حجازی برای جلوگیری از خونریزی مجروح در ناحیه اصابت گلوله که به گواه او از روبرو شلیک شده و کمی پایینتر از ناحیه گردن بوده، نتیجه نداده و ندا آقاسلطان در کمتر از یک دقیقه جان میسپارد. او ابتدا گمان کرده که تیراندازی از روی یک پشت بام انجام شدهاست. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیدهاست که مرد مسلح موتورسواری را به عنوان ضارب گرفتهاند. حجازی میگوید که مردم برای مدت کوتاهی شخص موتورسوار را دستگیر و خلع سلاح کرده و کارت شناساییاش را که نشان میداد عضو بسیج است، از او اخذ میکنند و چند تن از آنان، اقدام به گرفتن عکس از او مینمایند. ضارب که به نظر میرسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمیکند، در میان جمعیت خشمگین فریاد میزند که «من نمیخواستم او را بکشم». معترضان نمیدانستند با او چه کنند، چراکه تحویل او به پلیس را بیفایده دانسته و بعلاوه بیم داشتند که خود بازداشت شوند، بنابراین پس از گرفتن عکس و کارت بسیج ضارب، او را رها میکنند. حجازی که دانشجوی یکی از دانشگاههای جنوب انگلستان است و پس از این رویداد به انگلستان رفتهاست، معتقد است که به علت در میان گذاشتن اطلاعات در مورد قتل ندا سلطان، بازگشت دوباره او به ایران بسیار مخاطره آمیز خواهد بود.
حمید پناهی معلم موسیقی آقاسلطان که هنگام قتل همراهش بوده میگوید که او از فشار حکومت برای صحبت نکردن در مورد ندا آقا سلطان نمیترسد زیرا عمر او به سر رسیده و حکومت هر وقت که بخواهد میتواند او را دستگیر کند. او میگوید که ندا آقا سلطان شجاعت زیادی داشت و حاضر بود بخاطر عقایدش خود را به خطر بیاندازد. او نمیتوانست ظلمی که در انتخابات شده را تحمل کند و تنها چیزی که میخواست شمارش صحیح آرای مردم بود. او برای رسیدن به هدفش از سنگ یا چماق استفاده نکرد؛ بلکه فقط میخواست که با حضورش نشان دهد که «من اینجا هستم، من نیز رأی دادم. و رأی من شمرده نشدهاست.» اعتراض او مسالمت آمیز و بدون هرگونه خشونتی بود. شخص یا اشخاصی که ندا آقا سلطان را کشتند در مقابل خداوند پاسخگو خواهند بود.
روایت منابع با یک واسطه مرتبط با شاهدان عینی
بگفته هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقاسلطان، از آنجایی که او نتوانست به علت بیماری اش همراه دخترش به تجمعات برود: «قرار شد تلفنی با هم [با ندا] در تماس باشیم. من از شب قبل دلشوره داشتم. اصرار داشتم ندا نرود. اما او نپذیرفت و همراه استادش رفت. من در طول مسیر مدام با ندا در تماس بودم. در آخرین تماس ندا گفت گاز اشکآور زدهاند و ما داخل یک کوچه فرعی هستیم تا سوار ماشین شویم. نزدیک ساعت شش و نیم بعدازظهر بود که استادش تماس گرفت و گفت پای ندا تیر خوردهاست. ما سراسیمه خودمان را رساندیم به بیمارستان شریعتی. ابتدا کسی چیزی به من نمیگفت اما وقتی فهمیدم، از هوش رفتم و دیگر چیزی متوجه نشدم… میگویند ندا دشمن شخصی داشتهاست، مگر ندا چه کاره بود که دشمن شخصی داشته باشد. او نه وکیل بود، نه وزیر بود. یک جوان ساده که مانند دیگر جوانان کشورش نسبت به سرنوشت خود و جامعه اش حساس بوده، همین.»
کاسپین ماکان، (نامزد ندا آقاسلطان) ماجرا را در مصاحبه با بیبیسی فارسی اینگونه بیان کردهاست:
وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیریها دور بود، یعنی در خیابانهای فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده میشود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کردهاند، احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش میزنند… چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی میکنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان میدهد… جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخشهایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را میخواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعهای از بهشت زهرا یک شنبه ۳۱ خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیریها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود… مقامات امنیتی ایران طی حکمهای مختلف به بیمارستانها، کلینیکها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بینالمللی توسط خانوادهها به عمل نیاید. البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیدهام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را میگیرم.
ماکان همچنین در مصاحبه با بیبیسی فارسی عکسهایی که گفته میشود خانم آقاسلطان را قبل از درگیری در تظاهرات نشان میدهد را تکذیب کرده و میگوید: «به نوعی به نظر میرسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط دادهاند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه.» اما از طرف دیگر خبرگزاری آسوشیتدپرس روایت دیگری را از ماکان ذکر کرده که در آن صحبت از «قصد آقاسلطان برای پیوستن به تظاهرات» کرده و علی رغم تلاش ماکان برای منصرف کردن آقاسلطان، او به تظاهرات با هدف بدست آوردن مردمسالاری و آزادی برای مردم ایران رفتهاست.
واکنشهای مقامات و رسانههای حکومتی
سید احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران نیز در نماز جمعه پنجم تیر به این موضوع اشاره کرد و آن را کار خود معترضان که او «اغتشاشگران» نامید، دانست: «در اغتشاشات اخیر، یک خانم کشته شد، اوباما برایش اشک تمساح ریخت و غرب معرکه گرفت. هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه میشود کار خود اغتشاشگران است. بهگونهای که از جایی که ماشین این خانم هم پارک شدهاست عکس گرفتهاند. این خانم در کوچه خلوت بودهاست. در کوچه خلوت که نمیکشند، دستگیر میکنند. معلوم است که اگر کار نظام بود، در خیابان برخورد میکرد.»
عزت الله ضرغامی گفته بود “سیانان و بیبیسی یک به یک برخی تصاویر ساختگی مثل مرگ همان خانم (ندا آقا سلطان) را به نمایش گذاشتند و بعد آقایی به نام آرش حجازی در این زمینه جوسازی کرد و اکنون نیز گم و گور شده و پیدایش نیست را به راه انداختند…”. سفیر ونزوئلا نیز تعریف میکرد که “در دور دوم انتخابات این کشور نیز چنین صحنهای نظیر مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و این سناریو هم در آنجا پیاده شد و میخواستند بگویند که رای آقای چاوز هم ساختگی است”؛ اما موفق نشدند.»
بر اساس گزارش ایرنا در زمان حادثه یعنی عصر شنبه در محل این قتل یعنی خیابان امیرآباد شمالی هیچ درگیری خاصی رخ نداده و محل تیرخوردن، از محل ناآرامیهای عصر شنبه ۳۰ خرداد یعنی خیابان آزادی بسیار دور بودهاست.
روایتهای مختلف دیگر
در مورد قتل ندا آقاسلطان در رسانههای حامی یا نزدیک به دولت، روایتهای مختلف و متفاوتی ارائه شدهاست:
روزنامه جوان، ارگان سپاه پاسداران مدعی شد که خبرنگار سرویس بیبیسی، برای قتل ندا سلطان، اوباش را اجیر کردهبود.
سفیر ایران در مکزیک در مصاحبه با سیانان اسپانیولی، ادعا کرد که احتمالا عامل قتل، سازمان سیا میباشد.
خبرگزاری رسمی ایرنا مدعی شد که شواهد به دست آمده توسط کارشناسان انتظامی و امنیتی کشور، این فرضیه را تقویت میکند که ندا آقاسلطان اشتباهاً به عنوان خواهر یکی از اعضای مجاهدین خلق اعدام شده مازندرانی، از سوی تک تیراندازان این گروه هدف قرار داده شد.
مهدی کلهر، مشاور رسانهای محمود احمدینژاد، ندا آقاسلطان را «دختر سادهای دانست که خود را جلوی دوربین به مردن زد و سپس در آمبولانس به دست پزشک فراری به انگلیس (آرش حجازی) کشته شده». وی همچنین ادعا کرد که: «به معنای اسم ندا آقاسلطان توجه کنید. ترجمه اسمش به انگلیسی میشود فریاد آقای شاه. یعنی این مملکت با سابقه ۳۰ سال جمهوری اسلامی به جایی نرسید و باید آقای رضا پهلوی برگردد».
روز ۲۱ خرداد ۱۳۸۹ فیلمی به نام «تقاطع» از شبکه ۳ تلویزیون ایران پخش شد. در این فیلم پس از طرح فرضهای مختلف درباره قتل ندا طرح شد. گروه مجاهدین خلق یک نفر را در ایران میکشد. خانواده ندا، دعوت سازندگان این فیلم را برای حضور در آن، رد کردند.
آرش حجازی ضمن انتقاد از این فیلم، آن را از این جهت که شش ادعای ضدونقیض قبلی دولت ایران:
۱-زنده بودن و زندگی ندا در یونان ۲-جعلی بودن فیلم کشتهشدن ندا ۳-واقعی نبودن اصابت گلوله به ندا و وجود پمپ خون در دستش ۴-قاتل بودن حجازی ۵-اصابت گلوله به سر ندا ۶-تکذیب حضور عباس کارگرجاوید، بسیجی حاضر در صحنه
را رد میکند، مهم دانست.
خاکسپاری و مراسم یادبود
بگفته کاسپین ماکان، نامزد ندا آقاسلطان، «دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو و نیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرجومرج میشود و نمیخواهند درگیری به وجود آید. چون میدانند که ندا مظلومانه رفت و میدانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیشبینی میشد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلاً اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را ندادهاند». در روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸ مراسم گرامیداشت ندا با حضور هزار نفر در میدان هفت تیر برگزار شد حدود ۵۰۰ نفر از افراد گارد ضدشورش و بسیج میدان را محاصر کرده بودند گروهی از رانندگان عبوری نیز با به صدا درآوردن بوق اتومبیل خود با تظاهرات کنندگان ابراز همبستگی کردند. ۶۰ نفر از این افراد دستگیر شدند.
به نوشته گاردین دولت ایران برای جلوگیری از مراجعه مردم به منزل وی و تسلیت گفتن به خانواده او همچنین جلوگیری از تجمع، خانواده ندا را وادار به خروج از منزل و انتقال به مکان دیگری کردهاست. خیابان محل سکونت وی نیز تحت کنترل پلیس است.
ریختن زباله در محل قتل
آرش حجازی، پزشکی که مدعی است سعی کرده ندا آقاسلطان را نجات دهد، میگوید که شاهد بوده یک ماشین حمل زباله بر روی گلهایی که مردم بعداً در محل قتل ندا آقاسلطان گذاشته بودند، آشغال خالی کردهاست.
سرکوب اجتماع مادران عزادار
اجتماع مادران عزادار که با حضور خانوادههای بسیاری از جوانانی که توسط نیروهای امنیتی و بسیجی کشته شده بودند (از جمله خانواده ندا) در پارک لاله تهران از سوی نیروهای حکومتی سرکوب شد.
تصاویر و عکسهای ندا آقا سلطان بلافاصله در سایتها و رسانههای خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگیریهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شد. مجله تایم تصویر وی را به عنوان یکی از ۱۰ نماد اعتراضی برتر دنیا انتخاب کرد. باراک اوباما با دیدن فیلم قتل او در کاخ سفید، به خبرنگاران گفت که دیدن این فیلم «مایه دلشکستگی» است. او افزود «ما زنان شجاعی را مشاهده کردهایم که در برابر سبعیت و تهدیدها ایستادگی کردهاند، و تصویر آزاردهنده زنی را دیدهایم که در خیابان تا حد مرگ خونریزی کرد.» برای چندین روز شبکههای تلویزیونی عمده آمریکا به طور دائم تصاویر ویدیویی لحظه جان دادن ندا آقاسلطان را پخش نمودند. به گزارش مرکز تحقیقاتی پیو، ویدیوی مرگ آقاسلطان در هفته آخر ماه ژوئن میلادی پربینندهترین ویدیوی خبری در سایت یوتیوب بودهاست. برخی از هنرمندان نیز به این اتفاق واکنش نشان دادند از جمله پرترۀ تیم اوبرایان که لحظۀ فوت وی را به تصویر کشید و ترانۀ شاهین نجفی در وصف مرگ ندا آقاسلطان.
باراک اوباما همچنین در واکنش به خبر دریافت جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۹ گفت: «این جایزه باید با همۀ کسانی که برای دستیابی به عدالت و کرامت انسانی تلاش میکنند تقسیم شود… با زن جوانی که با وجود خطر کتک خوردن یا گلوله، با آرامش برای دست یابی به حق خود راهپیمائی میکند…» صحبت اوباما از زن جوان اشارهای به ندا آقاسلطان تعبیر شد.
محمود احمدینژاد روز هشتم تیر در نامهای به محمود هاشمی شاهرودی خواستار رسیدگی جدید به موضوع قتل آقاسلطان شد. در این نامه آمدهاست: «با توجه به حاشیهسازیهای فراوانی که در خصوص این حادثه دلخراش صورت گرفته و شانتاژ تبلیغاتی وسیع رسانههای بیگانه و قراین و شواهد فراوان دیگر، دخالت مخالفین و معاندین ملت ایران برای بهرهبرداریهای سوء سیاسی و مشوه نمودن چهره پاک جمهوری اسلامی قطعی به نظر میرسد.»
جامعه فلاسفه آمریکا مرگ آقاسلطان را به خانواده، دوستان و هم شاگردیهای او تسلیت گفت. در این بیانیه آمدهاست که «ندا به عنوان یک دانشجوی فلسفه به خوبی به اهمیت و ارزش مناظره استدلالی آگاه بودهاست.»
احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، به خبرنگاران گفت: «قتل ندا یک سناریو بودهاست و هیچ ربطی به اغتشاشهای تهران ندارد». وی همچنین اعلام کرد که آرش حجازی یکی از شاهدان قتل آقاسلطان به علت «سمپاشی علیه نظام جمهوری اسلامی» و «جنجال سازی در مورد کشته شدن ندا آقاسلطان» توسط وزارت اطلاعات و پلیس بینالملل (اینترپل) تحت تعقیب است.
اما به گزارش رادیو فردا، دفتر مطبوعاتی پلیس بینالملل اعلام کرد، هیچگونه درخواستی از مقامات ایران برای پیگرد آرش حجازی دریافت نکردهاست.
همچنین شعارهای نویسیهایی با عنوان “مرگ بر خامنهای قاتل نداً در نقاط مختلف شهر انجام شد.
در رم نیز توسط شهرداری خیابانی به نام ندا نامگذاری شد.
«تایمز» لندن امسال ندا آقاسلطان را بعنوان فرد سال ۲۰۰۹ برگزید.
همچنین صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان به عنوان بهترین فیلم خبری سال ۲۰۰۹ شناخته شد. جایزه روزنامهنگاری جورج پولْک تصویربردار ناشناسی که با استفاده از گوشی تلفن همراه صحنه قتل ندا آقا سلطان را ضبط کردهاست نیز به عنوان بهترین تصویربردار خبری سال شناختهشد.
در ژوئن ۲۰۱۰ منوچهر متکی که به منظور دیدار و گفتگو با چند مقام غربی به اروپا سفر کرده بود، هنگام ورود به مقر پارلمان اروپا با نمایندگانی روبرو شد که تصاویری از ندا در دست داشتند. استروان استیونسون، نماینده حزب محافظه کار بریتانیا در پارلمان اروپا نیز، در حالی که عکس ندا را در دست داشت، به حضور وزیر خارجه جمهوری اسلامی در پارلمان اروپا اعتراض کرد و منوچهر متکی را «آدمکش» خطاب کرد.
آثار و فعالیتهای فرهنگی-هنری پیرامون ندا
شمس لنگرودی
شمس لنگرودی شعری با مطلع زیر برای ندا سرود:
دخترم!
سنتشان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور میشود.
ببین که چه آرام سر بر بالش میگذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال میخورد.
تو فقط ایستاده بودی
فرامز اصلانی
فرامرز اصلانی ترانهای با نام «برای همه نداهای ایران» اجرا کرد.
در سکوتی بودیم که ندایی برخاست
از ته تاریکی چه صدایی برخاست
نه ز یک جا که همه اهل جهان فهمیدند
کین گل پر پر باغ ز چه جایی برخاست
رپ
خوانندگان سبک رپ در ایران و خارج از ایران ترانههایی در مورد ندا منتشر کردند. از این میان میتوان از شاهین نجفی نام برد.
همچنین هیچکس دیگر خواننده رپ ایرانی در ترانه به نام “یه روز خوب میاد” به وی اشاره می کند.
دوچرخه سواری دور دنیا
امیرحسین احمدی و حسن علیزاده که پیش از این یک بار دور دنیا را با دوچرخه طی کرده بودند اعلام کردند که تور جدیدی را برای رساندن پیام مظلومیت و بیگناهی مردم ایران و زنده نگاه داشتن نام کشته شدگان از جمله ندا آغاز کردند.
بورس تحصیلی ندا آقاسلطان در دانشگاه آکسفورد
در اکتبر سال ۲۰۰۹، کوئینز کالج در دانشگاه آکسفورد در انگلستان به منظور یادبود ندا آقاسلطان، دورۀ بورس تحصیلی ندا آقاسلطان برای دورههای کارشناسی ارشد و دکترای رشته فلسفه را تاسیس کرد. داوطلبان ایرانی یا ایرانیتبار در دریافت این بورسیه ارجحیت دارند. این اقدام با اعتراض شدید سفارت ایران در لندن مواجه شد که این بورسیه را موجب خدشهدار شدن شأن علمی این دانشگاه، دور افتادن از اهداف آکادمیک و به خدمت مطامع سیاسی درآمدن خواندهاست.
تندیسهای ندا
پاولا سلیتر، مجسمهساز صاحبنام آمریکایی دو تندیس برنزی جداگانه از ندا آقاسلطان بنام «فرشتۀ ایران» ساخت که در اکتبر و نوامبر ۲۰۰۹ از آنها بترتیب در کاخ هنرهای زیبای شهر سانفرانسیسکو و «کنفرانس بزرگداشت زنان ایرانی» در شهر واشنگتن دی سی پردهبرداری شد. یکی از تندیسها در ساختمان شهرداری سانفرانسیسکو بطور دائم قرار خواهد داشت.
صحنۀ قتل ندا، جایزۀ بهترین فیلم خبری سال ۲۰۰۹
در تاریخ ۱۶ فوریه ۲۰۱۰، جایزه روزنامهنگاری جورج پولک برای بهترین فیلم خبری سال ۲۰۰۹ به فیلمی داده شد که یک فرد ناشناس از صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان برداشته بود. این جایزه از معتبرترین جوایز روزنامهنگاری است.
اپرای ندا
اپرای ندا دارای سه پرده است که هر کدام از آنها دو صحنه مختلف دارد. این اپرا اثر نادر مشایخی، رهبر پیشین ارکستر سمفونیک تهران است که نخستین بار در اُسنابروک اجرا شد. متن آن را آنگلیکا مِسنر (Angelika Messner) و نادیا کایالی (Nadja Kayali) نوشتهاند و فعلاً متن به زبان آلمانی است.
انتشار تمبر یاد بود در هلند و ژاپن
با تلاش هواداران جنبش سبز در کشورهای هلند و ژاپن، تمبر یاد بود سهراب اعرابی و ندا آقاسلطان منتشر گردید.
کریس دی برگ
در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰، مصادف با سالگرد مرگ ندا آقاسلطان، آهنگ مردم دنیا (به انگلیسی: People Of The World) به مدت یک هفته در وبگاه رسمی کریس دیبرگ قرار گرفت. وی این آهنگ را به ندا تقدیم کرد و او را نماد حقیقتجویی و آزادیخواهی و مبارزه با خشونت و سرکوب معرفی نمود.
تجمعات در بهشت زهرا و همدردی مردم
گروهی از مردم بر سر مزار ندا آقاسلطان حاضر شده و بر روی قبر او گل میگذارند. محل دفن ندا آقاسلطان در گورستان بهشت زهرا قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲ است.
دیدارها با خانواده ندا آقاسلطان
در روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۸، گروهی از اعضای «کمپین یک میلیون امضا» که برای حقوق زنان مبارزه میکنند به دیدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند. در این دیدار، اعضای خانواده آقاسلطان از حضور پدر ندا در یکی از برنامههای تلویزیونی و معرفی معترضان به عنوان قاتل او، اظهار بی اطلاعی کرده و آنرا تکذیب نمودند. همچنین در روز ۶ مرداد، مهدی کروبی رئیس حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض انتخابات ریاست جمهوری دهم از این خانواده دیدار کرد و خطاب به آنان گفت: «مرگ ندا هم مظلومیت مردم ایران را در این شرایط فریاد زد و از آن دست رخدادهایی است که تا سالها و حتی قرنها در خاطر مردم میماند و همین حوادث خود سرفصل و مبداء تاریخی میشود. ندا آقا سلطان به تاریخ و به حرکتهای مردم پیوست.» در این دیدار، مادر ندا آقاسلطان از اظهارات برخی مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی مانند احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران و عزت الله ضرغامی رئیس صدا و سیما، درباره سناریو بودن یا ساختگی بودم مرگ دخترش گله کرد و این اظهارات را بسیار تلخ و دردآور دانست. وی گفت که دخترش هم مانند هزاران جوان دیگر که علاقه مند به سرنوشت کشورشان هستند، به نتایج انتخابات اعتراض داشت. خواهر ندا آقاسلطان نیز در رد استدلال کسانی که قتل خواهرش را کار مجاهدین خلق یا گروههای مسلح ضد حکومتی میدانند، محدویتها و ممنوعیتهای مقامات حکومتی برای برگزاری مراسم سوگواری را مثال آورد.
مراسم چهلم
مراسم چهلم ندا آقاسلطان بنا به نظر مادر وی قرار بود در مسجد نیلوفر تهران برگزار شود که به علت عدم موافقت مسجد مذکور طبق دستور دولت، مادر آقاسلطان اعلام کرد مراسم چهلم در بهشت زهرا بر سر مزار او برگزار خواهد شد. پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ مصادف با چهلم آقاسلطان، بیش از چهل هزار نفر از مردم در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا حاضر شدند و میرحسین موسوی و مهدی کروبی کاندیداهای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیز برای شرکت در این مراسم در محل یاد شده حضور یافتند. بر اساس برخی گزارشها نیروهای پلیس و لباس شخصی اجازه پیاده شدن از ماشین را به موسوی نداند و او را بلافاصله برگرداندند ولی کروبی مدتی در محل ماند؛ اما بگفته وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی هم آقای کروبی و هم آقای موسوی توانستهاند برای لحظاتی خود را به مزار آقاسلطان رسانده و فاتحه بخوانند. مادر و برادر سهراب اعرابی (از دیگر کشته شدگان حوادث پس از انتخابات) در این مراسم حضور داشتند. نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن معترضان با آنها درگیر شده و از باتوم و گاز اشک آور استفاده کردند. آسوشیتدپرس به نقل از شاهدان عینی درگیر شدن پلیس را متعاقب تلاش مهدی کروبی برای سخنرانی بر سر مزار آقاسلطان گزارش کردهاست. حمله پلیس باعث شد که آقای کروبی مجبور به ترک محل شود و بگفته برخی وبسایتهای هواداران مخالفان، چندین نفر از یاران کروبی کتک خوردند. همچنین جعفر پناهی کارگردان و مهناز محمدی مستندساز در این مراسم از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
همچنین مراسم چهلم وی در کلن آلمان با حضور عدهای ایرانیان برگزار گردید.
دستگیری نامزد و خانواده ندا
در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ سازمان عفو بینالملل اعلام کرد که حکومت ایران، کاسپین ماکان نامزد ندا آقاسلطان را از تاریخ ۵ تیر ۱۳۸۸ دستگیر کرده و او را تحت فشار گذاشتهاند تا «اعتراف کند که قتل ندا کار سازمان مجاهدین خلق بودهاست». کاسپین ماکان هم در مصاحبهای با بی بی سی این مسئله را تایید کرد. او بیان کرد که به مدت دو ماه در زندان بودهاست و «در جریان بازداشتش به شدت کتک میخوردهاست و تهدید میشد که به اعدام محکوم خواهد شد». کاسپین ماکان همچنین گفت که برخلاف ادعاهای حکومتی ندا فردی سیاسی بود. ماکان ادامه داد: «او (ندا) ذاتا روحیه رهبری داشت و بسیاری (از معترضان) را به سوی خود جذب میکرد. فکر میکنم به همین دلیل هدف قرار گرفت. حکومت ایران و مقامهای امنیتی آن، او را تحمل نمیکردند و میخواستند که او را از بین ببرند.».
مادر ندا در مصاحبهای که با جرس داشتهاست از بازداشت ساعتی خود و همسرش در روز ۱۳ آبان خبر دادهاست. او میگوید: «روز ۱۳ آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم. اما همینکه بسیجیها چهره ما را شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. او میافزاید: آنها سپس برای چند ساعت ما را بازداشت کردند.»
فیلم مستند «برای ندا»
شبکه اچ.بی.او مستندی درباره ندا ساخت که شهره آغداشلو راوی آن بود. مستند از تلویزیون فارسی صدای آمریکا نیز پخش شد و به نوشته گاردین، دولت ایران در زمان پخش آن از ماهواره، با ارسال پارازیت مانع از تماشای آن توسط مردم در ایران شده است. خانواده ندا در این فیلم درباره او صحبت میکنند و فیلمها و تصاویری از زندگی ندا نشان داده میشود.
به نقل از: ویکی پدیا
اشغال سفارت جمهوری اسلامی در لاهه هلند به یاد ندا
آزادی بیان- درتاریخ 17 فروردین 1389 سفارت جمهوری اسلامی در لاهه به اشغال گروهی از دانشجویان و فعالین چپ و مستقل ایرانی و هلندی درآمد.
این گروه از دانشجویان که موفق شده بودند خود را به داخل سفارت برسانند، پلاکاردهایی تحت عنوان «زنده باد آزادی» ، «مرگ بر دیکتاتور» و… به زبان های فارسی و هلندی را بر درب ورودی سفارت نصب کردند.
دانشجویان معترض همچنین پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیده و به جای آن تصویری از ندا آقاسلطان نصب کردند.
تصاویری از اشغال سفارت جمهوری اسلامی در هلند
- شعار “آزادی برای ایران” در بالکن سفارت نصب می شود:

- پرچم ندا به جای پرچم جمهوری اسلامی به اهتزاز در می آید:

- پرچم ندا:

- پلیس هلند در تلاش برای کنترل اوضاع:

- اخطارهای پلیس برای خروج از سفارت مورد بی توجهی دانشجویان و فعالین قرار می گیرد:

- بالاخره پلیس پس از شکستن قفلی که تظاهرکنندگان بر در سفارت زده اند، شروع به دستگیری فعالین می کند:









مزخرفه! دروغ كه استخوان نداره وسط حلقومتان گير كنه. اون دختر بدبخت هر طرفي بود مهم نيست. موضوع اينجاست شما سلطنت طلب هستيد و مي خواهيد از جنازه اين فلك زده براي نيات پليد و ضد شرعي خودتون جلو نظام جمهوري اسلامي دربيايد كه كور خونديد.
ندای بیچاره که مرد ولی وای به حال کسانی که به خاطر منفعت خودشون در این جریان حق زندگی رو از کسی می گیرن
دوستان عزیز ایران فایل،
این بسیجی ها رو اینجا راه ندید هر غلطی دلشان بخواهند بکنند و بنویسند. همین مدافعین شرع جمهوری اسلامی بودند که ندا آقا سلطان و هزاران انسان بی گناه دیگر را به خاک و خون کشیده اند.
لطفا تمام نظرات این آقایان و خانمهای بسیجی را (مثل این یکی که خودش را ندا می نامد) از این سایت حذف کنید تا با اعلام افکار پلیدشان، حال مردم را به هم نزنند.
من خودم صد در صد با اقا امیر موافقم و خواهش میکنم نظرات این بسیجی های عوضی رو که اسمشونو میزارن ندا پاک کنین این همه انسان بیگناه رو دارن توی خیابون میکشن بعد این بسیجی های خود فروخته ی یه ساندیس دارن حرف مفت میزنن
اون اشغالی که اسم خودشو گذاشته ندا بره حیا کنه و بی خود حال مردم رو به هم نزنه هزاران نفر الان توی اوینن هزلر نفر رو بدبخت شدن بعد این عوضی میاد میگه شما سلطنت طلب هستین بیچاره ندا چی کار کنه اقا برو گم شو چرا حرف مفت میزنی ندا هم یکی از افراد جنبش سبز بود همین طور که ما هستیم
ما همه جنبش سبزیم وعلم دار حسینیم
دوستان گرامی،
ما هیچ دیدگاهی را حذف و یا سانسور نمی کنیم.
قضاوت دربارۀ درستی یا نادرستی هر دیدگاهی حق مسلم خوانندگان پروندۀ ایران است. حذف و سانسور دیدگاه ها (حتی اگر متعلق به قشری از جامعه باشد که حال بقیه اکثریت جامعه را به هم می زند) باعث می شود تا این حق مسلم قضاوت از خوانندگان سلب گردد و پروندۀ ایران نیز مرتکب عملی می شود که در کنه و جوهر خود استبدادی است (یعنی سانسور).
بنابراین پوزش ما را بپذیرید زیرا ناگزیریم هر دیدگاهی (فارغ از محتویات آن) را منتشر کنیم.
تنها در موارد زیر دیدگاه ها منتشر نخواهند شد:
- دیدگاه هیچ ربطی به موضوع نداشته باشد (در این صورت دیدگاه ارائه شده به موضوع مشخص منتقل خواهد شد)
- دیدگاه قوانین ابتدائی شهروندی کشور هلند را نقض کند. از آنجا که سایت پروندۀ ایران در کشور هلند نگهداری می شود، چنین تخلفی موجب تعطیلی سایت است.
- دیدگاه هیچ معنی نداشته باشد و مجموعه ای بی معنی از کلمات باشد (مانند بعضی اسپم های کامپیوتری)
در غیر اینصورت، هر دیدگاهی فارغ از مفهوم و معنای مشخص آن، منتشر خواهد شد.
با تشکر و آرزوی سربلندی برای شما دوستان عزیز،
پروندۀ ایران
اگه واقعا دنبال آزادی هستید پس بهتره بدونید هرکسی حق داره حرفش رو بزنه !
اینو برای طرفداری شخص یا … نزدم بلکه کوچکترین اصل آزادیه بیان اینو میگه .
ولی بهتره بعنوان یک ایرانی سعی نکنیم با نوشتن کلمات زشت برای اثبات یا تحمیل نظرات خودمان باعث از بین رفتن شخصیت و پایین امدن شان ومقام ایرانیان شویم !
از هر 2 طرف ممنون میشم رعایت کنند .